محمد تقي جعفري
243
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
مشروط به طرز تلقى انسانهاى جامعه از آن تمدن است كه در بارهء آن چگونه مىانديشند و از نگهدارى آن چه مىخواهند . اگر مبانى يك تمدن مستحكم و بر پايهء انسان محورى استوار باشد و انسانهائى كه در جو چنين تمدنى زندگى ميكنند ، آن را حياتى و شايستهء « حيات معقول » بدانند و آن را بخواهند ، منطق زندگى اقتضاء مىكند كه چنين تمدنى پايدار بماند و هميشه پويا بوجود خود ادامه بدهد . و فشار عوامل جبرى خارجى جز ايستائى موقت براى آن تمدن نتيجه اى نمىبخشد . اصل پنجم غير مشروط كه عبارتست از قانون عليت ، همواره از ناحيهء دانستهها و خواستههاى انسانها و سازندگان تمدن توجيه مىگردد ، ولى توجيه قانون عليت شبيه به تقييد و تعديل خود خواهى و تنظيم اقتصاد نيست بلكه توجيه عليت با نظر به قدرت انسانها و خواستههاى آنان در بارهء موضوعات و پديدهها و روبط آنها است . با يك مثال ساده اين توجيه را توضيح مىدهيم بدون ترديد سرماى بيش از حد زمستانى ، علت بيمارى يك انسان برهنه مىباشد قانون عليت با لباس مناسب كه انسان برهنه مىپوشد ، شكست نمىخورد ، بلكه با تغيير و دگرگون نمودن موضوع كه لباس مناسب پوشيدن انسان برهنه است بدون آن شخص مشمول عليتى ديگر مىگردد . پس از اين مقدمه ، بطور اختصار مىپردازيم به تمدنى كه اسلام از سرزمين عربستان به جوامع بشرى تقديم كرد . درست است كه در دورانهاى بسيار قديم ، يمن كه نژاد عرب از قحطان در آنجا زندگى ميكرد تمدنى داشته است كه سبأيون ناميده مىشود و گويا عمالقه را كه با فراعنهء مصر قرين هم مىآورند ، تمدنهايى كم و بيش در آن سرزمين بر پا كردهاند ولى در شبه جزيرهء عربستان ، تمدنى شكوفا كه قابل توجه و در شمارش تمدنها آورده شود ، به هيچ وجه ثابت نشده است . در دوران ما قبل اسلام جزيرهء عربستان كه نژاد عرب از عدنان در آن ، زندگى مىكرده است ، جو جامعه شرك و بتپرستى بوده و منتظر عبور بازرگانان بودند كه در فصول معين از بعضى نقاط آن سرزمين